************************************************************************* ************************************************************************* ************************************************************************* امام مهدي (عج) IMAM MAHDY

امام مهدي (عج) IMAM MAHDY

از فرزندت مهدی بخواه

از فرزندت مهدی بخواه
 

دو برادر تبریزی که سیّد بودند و یکی از آنها روحانی و دیگری بازاری بود، هر دو مُستطیع شده و امکان تشرّف به مکّه و زیارت خانة خدا برایشان فراهم گردید.
برادر کاسب و بازاری به برادر روحانی خود پیشنهاد داد و گفت: به خواستِ خداوند، باید امسال به زیارت خانة خدا برویم و حج بگزاریم!

 

 



پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٠ - javad


حلب، شهر شورش

شهر حلب

حلب شهری است از بلاد کهن شامات که امروزه در شمال سوریه واقع شده است. حلب به معنای «شیر» خوراکی است. گفته شده حضرت ابراهیم علیه‌السلام در آنجا شیر گوسفندان خود را می‌دوشید و به فقیران می‌داد.1 پیش از میلاد مسیح علیه‌السلام هیتی‌ها، آشوری‌ها، مصری‌ها، یونانی‌ها و هخامنشیان و سلوکیان در آنجا حکمرانی می‌کردند. این شهر توسط ابوعبیدة جراح، سردار سپاه خالد بن ولید توسط مسلمانان فتح شد.

یکی از شهرهایی که نام آنها در روایات آخر الزمان دیده می‌شود، شهر حلب است. در بیشتر روایات این شهر به عنوان یکی از کُوَر خمس (مناطق پنج‌گانه) ذکر شده است که در آخرالزمان تحت سیطرة سفیانی در می‌آید.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٦ بهمن ۱۳۸۸ - javad


بهجت انتظار

آیة الله بهجت

گلچین جملاتی معنوی در تبیین وظایف منتظران یوسف زهرا سلام الله علیهما که از زبان حجت الحق مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت به عاشقان درگاه امامت و ولایت تقدیم می گردد:

 

عبادت در زمان غیبت افضل است

مگر همه سلمان یا ابوذر (رحمه‏الله) می‏شوند که با تمام بلاها، صبرکردند و یا مثل «عمار» که حتى حاضر به کشته شدن گردد؟ در مقاماتى که آنان بدان رسیدند بسته شده است. تمام دنیا و مافیها ارزش نماز یک شب سلمان (رحمه الله) را ندارد. روى پوست گوسفندى مى نشست، مصلاى عجیب و غریب داشت، و در روایتی اثاثیه و لوازم منزلش را برشمرده: یک پوست، یک کیسه آرد و ...؛ ولى باز گریه می‏کرده که فردا بارش سنگین است. سلمان چه مقامى داشت، و ضد او، یعنى معاویه چه مقامى؟ البته چه بسا از این که فرموده اند: عبادت در غیبت افضل از عبادت در حال حضور است بتوان استفاده کرد که مقامات بالاترى براى ما ممکن است! مقصودم این است که اگر ما در زمان حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم) بودیم و مى دیدیم که در اطراف آن تشویق مى شدیم؛ ولى کسى که آن ها را نمى بیند از تحصیل آن معذور است؛ زیرا تردید براى او حاصل مى شود که آیا این گونه مقامات براى اوحاصل مى‏شود یا خیر؟! اما ما نیز از کرامات علما عجایب و غرایبى دیده ایم که نمى شود بیان کرد و تعجب مى‏کردیم که چرا دیگران مى بینند و اسمش را هم نمى آورند؟! ولی‏ نمى دانم چرا باز نسبت به تحصیل آن مقامات بى تفاوت هستیم ؟!

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٦ بهمن ۱۳۸۸ - javad


پیامبرانی که دست به دامن امام حسین شدند

در لوح‌ نقره‌ای‌ که‌ با حاشیة‌ جواهرات‌ گرانبها، مرصع‌ در وسطش‌ خطوطی‌ به‌ حروف‌ طلایی‌ نگارش‌ یافته‌ بود، در جنگ‌ جهانی‌ اوّل‌ (1916 میلادی‌) به‌ وسیلة سربازان ‌انگلیسی‌ در چند کیلومتری‌ بیت‌ المقدس‌ ـ که‌ مشغول‌ سنگرگیری‌ و حمله‌ بودندـ در دهکدة کوچکی‌ به‌ نام‌ «اونتره‌» کشف‌ گردید که‌ بعد از ترجمه‌ و بررسی‌ در سوم‌ ژانویه ‌(1920) معلوم‌ شد که‌ این‌ لوح‌ مقدسی‌ است‌ به‌ نام‌ «لوح‌ سلیمانی‌» و سخنانی‌ از حضرت ‌سلیمان‌ را در بر دارد که‌ به‌ الفاظ‌ عبری‌ قدیم‌ نگارش‌ یافته‌ است‌ که‌ ترجمة‌ لوح ‌سلیمانی‌ بدین ‌قرار است‌:

 

برای مطالعه ادامه مطلب لطفا بر روی گزینه link یا بر روی گزینه تاریخ مطلب کلیک نمایید

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٦ بهمن ۱۳۸۸ - javad


هارپ چیست؟


هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن"  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.

 
 

( توضیح آنکه: جنگ هایی که از  امواج "رادیویی"، "لیزر" و "نیروی مغناتیس" برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم  Star War گرفته اند)

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧ - javad


آمار جالب از تعداد مساجد و کلیساهای ایران

 
شیعیان ایران کمترین عبادتگاه را برای زیارت و برگزاری نمازو فرائض دینی در مقایسه با اهل سنت و اقلیت های مذهبی دارند.
 
به گزارش جهان نیوز ، نزدیک به 70 هزار مسجد در کشور وجود دارد که از این میزان .... 
منبع : سایت موعود

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧ - javad


تبریک

با سلام خدمت همه بازدیدکنندگان محترم و با تبریک فرارسیدن سال نو ، از اینکه چند مدت است که نتوانسته ام وبلاگ را به روز رسانی کنم عذر تقصیر میخواهم و انشاالله بعد از این شما شاهد به روز رسانی مرتب خواهید بود

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧ - javad


اهل مشرق در عصر ظهور

منبع : سایت موعود


پیامبر اکرم(ص) فرمودند: گنجی در نزد شماست که بر سر آن جنگی میان سه نفر از فرزندان پادشاهان اتفاق می‌افتد که هیچ یک در آن به پیروزی نمی‌رسند. سپس از سمت مشرق پرچم‌های سیاهی پدیدار می‌شود، آنها نبردی خواهند کرد که هرگز مانند آن اتفاق نیفتاده است.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٦ مهر ۱۳۸٧ - javad


امکان تشرف؛کیفیت، اشکال و شرایط آن

منبع : سایت موعود

 

مجموع افراد، توان دیدن آن حضرت را ندارند. چون خاصیت عصر غیبت این است که حضرت در دسترس عموم مردم نیستند. امّا اینکه آیا امکان ندارد که در دسترس افراد خاصی باشند، بدون اینکه ادعای نیابت بکنند، این معنا در روایات نفی نشده است، بلکه گاهی از بیانات علما استفاده می‌شود که عده‌ای آن حضرت(ع) را زیارت کرده‌اند.


گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و المسلمین محمدباقر تحریری


  • اشاره:
حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدباقر تحریری استاد محترم حوزة علمیة قم و از شاگردان علمی و اخلاقی علامه طباطبایی هستند که در حال حاضر در قم و تهران در حوزة فلسفه، تفسیر و اخلاق و عرفان مشغول به تدریس و تربیت نفوس مستعد می‌باشند. از جمله برجسته‌ترین آثار ایشان می‌توان به کتاب جلوه‌های لاهوتی: شرح توحیدی زیارت جامعه کبیره (در سه جلد) اشاره کرد.

تخصص ایشان در مباحث مذکور، زمینه‌ای بود تا در موضوع تشرف و ملاقات با امام زمان(ع) به حضورشان برسیم و به گفت‌وگویی صمیمانه بنشینیم؛ که حاصل آن را تقدیم موعودیان گرامی می‌کنیم. باشد که مقبول طبعشان قرار گیرد.

  •  با توجه به اینکه این روزها، بازار ادّعای ملاقات با امام زمان(ع) و تشرف محضر آن حضرت بسیار گرم است، لطفاً در ابتدای گفت‌وگو بفرمایید آیا اساساً در زمان غیبت کبرا امکان ملاقات و تشرّف وجود دارد یا خیر؟ به ویژه با توجه به توقیع مبارک آن حضرت(ع) خطاب به علی بن محمد سمری(ره) که فرمودند: «هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحة [آسمانی] ادعای مشاهده کند، دروغگوی افترا زننده است»؟

 بحث امکان تشرّف محضر امام زمان(ع)، مربوط به این زمان نیست. این بحث از زمان‌های گذشته مطرح بوده و هست. اوّلاً، ما این را باید بدانیم که مقام امام(ع) محدود برای کسی نیست؛ یعنی امامت امام، عامّ است برای همگان و از طرفی استفاده از امام هم، محدود به زمان، مکان یا شخصی نیست. اینها مسائل مسلم اعتقادی ماست. و مسائل دیگری که نوع ارتباط بین امام و مأموم را، یک رابطة تنگاتنگ بیان می‌کند. امّا بحث ما این است که آیا این ارتباط حضوری در عصر غیبت، مخصوصاً در غیبت کبرا و برای همگان امکان دارد یا خیر. قطعاً در زمان غیبت صغرا برای عدة خاصی امکان تشرف بوده است؛ حداقل همان نوّاب خاص که دلایلی هست که از طریق ایشان، گاهی دیگران هم مشرّف می‌شدند. امّا در زمان غیبت کبرا با نظر به آن توقیع مبارک امام(ع) [باید صحبت کنیم] و باید ببینیم که آن توقیع در چه زمانی صادر شده و منطق آن چیست؟

توقیع در زمان آخرین نایب خاصّ حضرت، علی بن محمد سمری(ره)، صادر شده است. نواب خاص ارتباط مستقیم با خود حضرت(ع) داشتند و معارف را بلاواسطه می‌گرفتند. بنابراین مقتضای این نیابت آن است که اگر رؤیتی در چنین زمانی واقع شود، آن رؤیت با نیابت همراه است. لذا علما، رؤیت یا مشاهدة امام را که در متن توقیع آمده است بر این معنا ـ یعنی نیابت داشتن از جانب امام(ع) ـ حمل کرده‌اند. به عنوان مثال، مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار، جلد 52، بعد از نقل روایت (توقیع)، آن را بیان کرده‌اند. در همان زمان هم کسانی ـ غیر از نواب خاص ـ بوده‌اند که یا خودشان ادّعای نیابت می‌کرده‌اند، یا از کلامشان چنین برداشت می‌شده است که آن ارتباط خاص را با حضرت دارند و به طور خاص اجازة القای معارف، رفع حوائج، گرفتن وجوهات شرعی و رساندن به امام(ع) را دارا هستند. چون نائب ـ در حقیقت ـ جانشین امام(ع) است و کارهایی را که امام(ع) می‌کنند، به گونه‌ای انجام می‌دهد. یکی از مناصب نیابت، اخذ وجوهات شرعی مانند خمس و... و رساندن آن به مصارف (محل‌هایی که باید در آن به مصرف برسد) بوده است. همان‌طور که در زمان حضور امامان(ع) نیز، آن حضرات نوابی داشتند که خودشان اجازاتی داشتند و در نهایت هم به امام(ع) می‌رساندند. این توقیع مبارک، بیانگر آن است که این نیابت دیگر قطع شده است. البته معنایش این نیست که هیچ‌گونه نیابتی برای هیچ‌کس نیست. چون روایات دیگری هست که آن حضرت(ع) کسانی را به عنوان نایب عام خودشان ـ یعنی علمای عارف به معارف دینی و شخصیت‌هایی که مهذب هستند ـ معرفی کردند.

به هر حال، این فرمایش در زمانی صادر شده است که کسانی، یک چنین ادعاهایی می‌کردند و دیدن امام(ع) مساوی با ادعای نیابت خاص از آن حضرت(ع) بوده است.

  •  از دیگر روایات موجود در این خصوص، چه نتیجه‌ای به دست می‌آید؟

 روایات دیگری هم داریم که مرحوم مجلسی(ره) آنها را در باب 23 از ابواب مربوط به امام زمان(ع) گرد آورده و دلالت می‌کند که امام زمان(ع) در موسم حج، در مکّه حاضر می‌شوند، مردم را می‌بینند امّا مردم ایشان را نمی‌بینند. خب این روایات هم هست. امّا مضمون این روایات از جهت دلالت، دلالت نمی‌کند که دیده شدن امام(ع) توسط افرادی امکان نداشته باشد. چنین تعبیراتی ناظر به مجموع جامعه است. یعنی مجموع افراد، توان دیدن آن حضرت را ندارند. چون خاصیت عصر غیبت این است که حضرت در دسترس عموم مردم نیستند. امّا اینکه آیا امکان ندارد که در دسترس افراد خاصی باشند، بدون اینکه ادعای نیابت بکنند، این معنا در روایات نفی نشده است، بلکه گاهی از بیانات علما استفاده می‌شود که عده‌ای آن حضرت(ع) را زیارت کرده‌اند. خود مرحوم مجلسی بابی را ـ باب 24 ـ به این موضوع اختصاص داده، به علاوه در جلد 53 بحارالانوار به نقل از جنـ[المأوی، اثر مرحوم میرزا حسین نوری ـ صاحب مستدرک الوسائل ـ که تماماً دربارة کسانی است که به لقای امام زمان(ع) رسیده‌اند، در آنجا حکایات متعددی (حدود 59 مورد) از زبان افراد مورد وثوق و معتمد نقل می‌شود که عموماً نیز از عالمان بوده‌اند.

  •   معنای دقیق «مشاهده» در توقیع مبارک، چیست؟

 عمدتاً سیاق «مشاهده» و «رؤیت»، یک سیاق است که همان ارتباط آگاهانه در حین برخورد با امام(ع) است؛ اینکه ملاقات کننده توجه داشته باشد که آن حضرت(ع) را می‌بیند. هر چند در برخی روایات همچنین آمده است که مردم، آن حضرت را می‌بینند امّا نمی‌شناسند و این معنا نیز نفی نشده است امّا آنچه نفی شده، رؤیت همراه با شناخت و معرفت و نیابت است. مرحوم مجلسی(ره) هم در ذیل روایت توقیع، مشاهدة نفی شده را به همین معنا؛ یعنی معنای نیابت از امام(ع) دانسته است و ایشان علاوه بر روایات کتاب جنـ[المأوی، در باب 18 ابواب مربوط به امام زمان(ع)، بابی را تحت عنوان: «باب من رءآه ـ صلوات الله علیه ـ ؛
باب کسانی که آن حضرت(ع) را دیده‌اند» آورده‌اند که خود بالغ بر 70، 80 صفحه می‌شود و روایات زیادی را می‌آورند که تعداد بیشتر آن از کمال‌الدین مرحوم صدوق(ره) است. این روایت بیانگر آن است که این افراد به محضر مبارک امام(ع) تشرف پیدا کرده‌اند و آن حضرت را شناخته‌اند و مسائلی را از ایشان سؤال کرده‌اند.

بنابراین رؤیت و مشاهده‌ای که همراه با ادعای نیابت باشد، قطعاً مورد نکوهش و نفی است و هر کس چنین ادعایی را بکند، باید تکذیب بشود و دیگران او را به عنوان کذّاب بشناسند. متأسفانه گاهی چنین ادّعاهایی از افراد سودجو شنیده می‌شود که خیلی با جرئت، حتی ادعای نیابت هم می‌کنند. لذا ما باید بدانیم که این مسئله در هر زمانی و از زبان هر کسی که صراحت در ادعا و پیام رساندن از جانب حضرت داشته باشد ـ پیامی که در دیگر معارف دین نیست ـ مورد تکذیب است.

  •  در حکایت‌ها و داستان‌هایی که در زمینة ملاقات با امام زمان(ع) نقل شده است؛ با ملاقات کنندگانی در سطوح مختلف معرفتی و ایمانی روبه‌رو هستیم. آیا تشرف همة آنها در یک پایه و درجه است یا اینکه می‌توان مراتب و درجات مختلفی را برای تشرف و ملاقات با امام زمان(ع) نقل کرد؟

 یک نکته را ما باید مورد توجه قرار دهیم و آن اینکه در زمان حضور امامان(ع)، افراد مختلفی به محضر آن حضرات مشرف می‌شدند. همان‌طور که عرض کردیم، امام مختصّ به کسی نیست و محضرش عام است برای همه؛ البته زمان غیبت با زمان حضور تفاوتی دارد. بر این اساس، یک نوع استثنا در عصر غیبت بروز می‌کند. آن هم به جهت خصوصیت زمان غیبت است و اینکه مردم، اهمیت حضور امام را درک بکنند و بدانند که دسترسی به امام از چه شرافتی برخوردار است. خداوند متعال برای اینکه حجت را برای مردم تمام بکند، یازده حجتش را در دسترس عامّ مردم قرار داده تا افراد بتوانند با آن حضرات(ع) ارتباط برقرار بکنند؛ که در نهایت، عده‌ای با دشمنی، عده‌ای با دوستی ـ در سطوح مختلف ـ ارتباط برقرار کردند. امّا یکی از ویژگی‌های زمان غیبت، روشن‌تر شدن جایگاه امام است. اینکه مردم بفهمند که جایگاه امام، یک جایگاه عادی نیست. تا قبل از امام زمان(ع) این معنا تلقی می‌شد. مردم می‌گفتند، امام در دسترس ماست، هر وقت نیاز داشته باشیم می‌رویم. نوعاً این‌طور بوده است. امّا رابطه با امام باید خیلی عمیق‌تر از این مسائل باشد. جایگاه امام بسیار بالاست. اگرچه خود امام برای خودش در رابطة با مردم، محدودیت را قائل نیست امّا مردم باید آن جایگاه را برای مردم قائل باشند. لذا در برخی از آیات هست که: «بگو ای پیامبر، اگر شما صبح کنید و ببینید آبتان فرو رفته، کیست که برایتان آب گوارا بیاورد؟».

امام را به «آب گوارا» که یک‌دفعه از دسترس غایب می‌شود تشبیه کرد که در روایت، به امام زمان(ع) تأویل شده است.

این آیات و عده‌ای از آیات دیگر، امام را به عنوان «آب حیات» معرفی می‌کند. «إعلموا أنّ الله یحیی الأرض بعد موتها؛2 بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند» [یعنی به وسیلة امام(ع)]. برای اینکه مردم بفهمند که واقعاً رابطة حیاتی با امام دارند که اگر آن رابطة حیات معنوی را قطع بکنند، مرده‌اند.
لذا زمان غیبت این حساسیت را دارد که هم امام هست، هم دسترسی به او به آسانی نیست. از این جهت، آن کسانی که بخواهند تشرف پیدا کنند، قطعاً باید ویژگی‌هایی را داشته باشند. اوّلاً، از افراد عادی که هر فکری و هر اعتقادی نسبت به خداوند و اهل‌بیت(ع) دارند، نباشند، بلکه علاوه بر بعد نظری، از جهت عملی نیز باید یک نوع خضوع خاصّی در برابر امام(ع) داشته و این خضوع را ظهور داده باشند.

بعضی‌ها جایگاه معرفتی‌شان نسبت به امام(ع) بالاست؛ همچون عالمانی که خودشان اظهار کرده‌اند که چنین تشرّفی ـ در واقعیت ـ برایشان رخ داده است، مثل مرحوم علامه بحرالعلوم(ره) که فرمودند: «من سینه به سینه شدم». عده‌ای نیز از مرتبة پایین‌تری برخوردار هستند.

امّا یک ویژگی دیگر، علاوه بر ویژگی اعتقادی و عملی، همان‌طور که در کلام رهبر بزرگوار انقلاب در بیانات نیمة شعبان امسال هم آمده، این است که شخص ملاقات کننده داعیة گفتن ندارد تا رؤیتش آشکار شود. مگر کسانی که خیلی شناخته شده هستند که از هوای نفس به دورند و هیچ مزیّت اجتماعی و دنیایی دنبال نمی‌کنند، آن هم به خاطر بعضی مصالحی ابراز می‌کنند. این استثنا هست که گاهی شنیده شده که عالمان معاصر ـ آن هم به دنبال اصرار آشنایان و اطرافیان ـ به بعضی‌ها گفتند که چنین ملاقاتی حاصل شده است.

نکتة دیگری که در این ملاقات‌ها باید مدّ نظر قرار بگیرد، این است که ما معتقدیم از جهت پیام‌گیری، شیء جدیدی تحقق پیدا نمی‌کند. البته یک بحثی در بین عالمان هست که بعضی از احکامی را که عالمی در زمانی خاص ـ نزدیک به عصر غیبت صغرا ـ از متقدمان یا متأخران، که از جلالت قدر خاصی برخوردار باشد و مطلبی را از امام نقل کند و ادعای «اجماع» نماید، ادعای اجماع این شخص ـ ولو اینکه علمای دیگر موافق وی نباشند ـ گفته می‌شود: کاشف از قول معصوم است. این یک بحث اصول فقه است. مثلاً برخی از فرمایشات مقدس اردبیلی(ره) را این‌گونه می‌دانند. آن وقت علما با چقدر احتیاط، با چند تا اگر می‌گویند می‌شود این نظر را به عنوان یک حکم دینی پذیرفت.

لذا، باب ملاقات، یک باب عامی نیست. هر کسی ـ حتی در بین علما ـ نمی‌تواند این ادعا را بنماید. بلکه باید از یک پاکی روحی و فکری برخوردار باشد، که باید آن هم احراز بشود. بنابراین از نشانه‌های این ملاقات، یکی اینکه پاکی شخص را باید ما احراز بکنیم که دنبال دنیا و مسائل مادی نیست. دیگر اینکه، باید ادعای معرفت دینی ـ غیر از آنچه در کتاب و سنّت داریم ـ نکند. ما مأموریم که آنچه را در کتاب و سنّت آمده و عالمان وارسته و فقیهان بیان کردند، دنبال کنیم. بنابراین مدّعای تشرف یافتگان غیر عالم، در برابر عالمان وارستة دینی نباشد که مطالبی را نگویند که در هیچ کتابی نباشد.

  •  پس به هر حال تشرف‌های افراد مختلف، دارای مراتب مختلف است؟

 قطعاً این چنین است. همان‌طور که عرض کردیم، خصوصیت عصر غیبت است که با دوران حضور باید فرق بکند و معلوم بشود که جایگاه امام جایگاهی نیست که امام همانند دوران حضور در دسترس قرار بگیرند، و آن تلقی نادرست از امام شکل نگیرد.

  •  اگر ممکن است در خصوص اشکال و صورت‌های مختلفی که امکان دارد امام رؤیت بشوند؛ همچون: رؤیت در بیداری، رؤیت در خواب و رؤیا و رؤیت در مکاشفه توضیح بفرمایید و نسبت آنها را با یکدیگر نیز بیان کنید.

به نظر می‌رسد، دیدن (واقعی) به لحاظ مراتب وجودی انسان، سه مرتبه داشته باشد. اوّل، دیدن خارجی که شخص با مرتبة جسمانیت امام(ع) ملاقات بکند. به نظر می‌رسد این مرتبه، اشرف همة مراتب است (به جهت زمان غیبت). چون ویژگی زمان غیبت این است که دیدن مرتبة جسمانی امام، در دسترس هر کسی نباشد. از این جهت، آن کسی که مرتبة جسمانیت حضرت راه پیدا می‌کند و وجود جسمانی حضرت را در بیداری مشاهده می‌کند، باید از یک مرتبة بالایی از معرفت برخوردار باشد.

  •  در خصوص همین مرتبة رؤیت، اینکه بعضی از بزرگان از علما پس از مداومت بر عملی خاص، امکان تشرف برایشان فراهم شده امّا در لحظة دیدار، هنگامی که حضرت(ع) خواسته‌اند آشکار بشوند، به اصرار از ایشان درخواست کرده‌اند که آشکار نشوند، چگونه توجیه می‌شود؟

 بله، اگر این قضایا باشد ـ که هست ـ بیانگر همین مسئله است که رؤیت جسمانی حضرت(ع) از یک شرافت بسیار والا و قوّت روحی برخوردار است که شخص باید دارای آن مرتبة والا باشد که توان این ملاقات معرفتی را داشته باشد. بعضی‌ها بودند که با مرتبة جسمانی امام(ع) ملاقات کردند، امّا نشناختند، و بعد از آنکه حضرت(ع) غایب شدند، از علایمش فهمیدند که ایشان بودند. که آن هم بحث خاصی دارد که آیا همة اینها خود حضرت‌اند یا ممکن است از نوابشان باشند که بحث مهمی است. به هر حال، رؤیت جسمانی مرتبة بسیار بلندی است که احکامی دارد و اگر شخص واقعاً موفق به چنین چیزی شده باشد، باید از یک روح بسیار بلندی برخوردار باشد که توان تحمل این ملاقات را دارا باشد. مثل قضیة علی بن مهزیار اهوازی که فیلترهایی را ـ به تعبیر ما ـ گذراند تا بتواند آن سطح از ملاقات را داشته باشد. به هر حال این یک مرتبه است که خیلی کم برای افراد حاصل می‌شود.

دوم، رؤیت در خواب است. که رؤیت در خواب هم اقسامی دارد. گاهی افراد به شکل‌های مختلف حضرت(ع) را مشاهده می‌کنند. طبق آن روایاتی که فرمودند: «شیطان در قالب ما ظهور نمی‌کند» و از طرفی شخص بیننده هم در خواب، یقین کرده باشد که امام(ع) است؛ خب، قطعاً دیدن در خواب هم از یک نوع پاکی حکایت می‌کند، نه پاکی کامل.

سوم، دیدن امام(ع) به صورت مشاهدة کشفی است (مکاشفه). یعنی اینکه شخص خواب نیست امّا یک مرتبه در حالت بیداری، حقیقتی برایش مجسم می‌شود و یک دفعه هم محو می‌شود ـ که این هم انحای مختلفی داردـ . گاهی بعضی از افراد، هاله‌ای از نور را مشاهده می‌کنند که نزدیک آمد و اینها در آن حالت باور می‌کنند که حضرت(ع) است، گاهی چهرة مبارک حضرت را هم ممکن است ببینند، گاهی ملاقات هم حاصل می‌کنند و حرفی هم زده می‌شود.

اینها، باز، از یک نوع پاکی حکایت می‌کند که شخص باید آن نوع از پاکی را داشته باشد، منتهی باید خیلی مشخص بشود که آن خصوصیات کشف چه جوری است و این کشف هیچ حجیتی برای دیگری ندارد. فقط برای خود شخص است و در آن حال اگر عملی هم انجام بشود، مال همان حال است و در حال بیداری باید وظایف ظاهری را انجام بدهد. مثلاً اگر در موقع نماز، برای او کشفی پیدا شد که دارد به حضرت(ع) اقتدا می‌کند، حتماً باید پس از آنکه به حالت عادی بازگشت، نمازش را بخواند.

البته تشخیص این حالت هم خودش مسئلة مهمی است. بعضی‌ها در اثر ضعف نفس ممکن است چنین چیزی برایشان پیدا بشود. در همین رابطه، بعضی‌ها تخیلاتشان خیلی قوی است، روی این مسئله فکر می‌کنند و یک مرتبه آنچه را که تخیل کرده‌اند، به صورت ظاهر و آشکار مشاهده می‌کنند. چنین شخصی یک مریضی روانی دارد. نمونه‌های مریضی مالیخولیایی است که ما بعضاً مشاهده می‌کنیم.

  •  بعضی از مدعیان تشرف ممکن است کارهای خارق‌العاده‌ای به عنوان کرامت از خود نشان بدهند که دیگران ادعایشان را بپذیرند. آیا این امر می‌تواند نشانه‌ای بر حقّانیت ادعا باشد؟

 ما باید توجه داشته باشیم که کرامت ـ یعنی کارهای به ظاهر خارق‌العاده ـ دلالت بر جلالت قدر شخص انجام‌دهندة آن نمی‌کند. چون نفس انسانی به گونه‌ای است که اگر مقداری قوّت پیدا کند و ریاضت بکشد، آثاری بر آن مترتب می‌شود که الآن مکاتبی در غرب هم آمده ـ مثل: یوگا ـ که تمرکز می‌کنند و یک خواصّی بر تمرکزشان مترتب می‌شود. بنابراین گاهی از طریق ریاضت‌های باطل یا با ارتباط با جن ـ مانند دراویش و... می‌توانند اعمال خارق‌العاده انجام دهند ـ و این اعمال به هیچ وجه دلیل حقانیت شخص نیست.

الگوی ما صرفاً، اهل‌بیت(ع) و بیان کنندگان معارف اهل‌بیت(ع) هستند که اوّل، فقها، بعد، علمای ربّانی هستند که به طور مسلم معارف دین را بیان کرده و می‌کنند. لذا ائمه(ع) هیچ طریق دیگری را اثبات نکرده و حجت ندانسته‌اند. امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «مردم سه دسته هستند: عالم ربانی یا متعلّم در راه نجات، یا همجٌ رعاع (کسی که به دنبال هر بادی به راه می‌افتد)»؛ همچنان‌که در روایات امام زمان(ع) هم آمده است که: «اینها حجت بر شما هستند و من هم حجت خدا [برایشان]3 اگر کسی این عالمان دینی را ردّ بکند، مثل این است که ما را رد کرده است». پس میزان از طرف امامان(ع) رسیده است و کسانی که دعوت به خود می‌کنند، معلوم شده واقعیت ندارد. اگر کسی ادعای شهود بکند و ما را از این میزان‌ها دور بکند، باید بفهمیم که این ادعای باطل و دکان و دستگاه است. دشمن هم همواره به دنبال چنین افرادی است که در برابر دستگاه اهل‌بیت(ع) و دین‌داران و عالمان بایستند و نگذارند که معارف دین آن‌طور که هست بازگو و پیاده بشود.

آنچه که محور برای شناخت و تشخیص در مسیر حق بودن است، همین است که عرض کردیم. اینکه ما بدانیم این شخص دنبال کتاب و سنت و اهل‌بیت(ع) است و آن شخص اگر خودش عالم است، قطعاً طبق موازین عمل می‌کند و عالمان دین‌شناس را در هر مقطعی قبول دارد و اگر از اهل علم ظاهری نیست، باید این سلسله را که ائمه(ع) برای گرفتن معارفشان معرفی کرده‌اند قبول داشته باشد که در این زمان، پذیرفتن حکومت دینی هم یکی از علائم می‌شود. چون منشأ آن چیزی غیر از احیای امر اهل‌بیت(ع) نیست (البته این به معنای تأیید همه چیز نیست) حال اگر کسی اصل انقلاب را قبول نداشته باشد، این هم یکی از نشانه‌های باطل بودن ادعا است.

  •  با توجه به مراتب و درجات مختلف تشرفات، اساساً بفرمایید توفیق درک حضور امام عصر(ع) چه شرایط، آداب و مقدمه‌هایی دارد؟ و آیا ملازمه‌ای میان رسیدن به مراتب کمال و ملاقات با امام زمان(ع) وجود دارد؟

 اجمالاً، آنچه را که مأمور به آن هستیم این است که اطاعت و بندگی خدای متعال را بکنیم، آن هم از همان راهی که خود اولیای دین به ما نشان داده‌اند. چون مشخصة خود ایشان بندگی خالصانة خدای متعال است. لذا ما می‌بینیم اوّلین مشخصة انبیا، نبی اکرم(ص) و امامان(ع) عبودیت است. اینها هیچ دعوت به خود نداشتند و اگر دعوت به خود داشتند، به این دلیل بوده که سخنگوی خدای متعال بودند و اطاعتشان اطاعت از خدای متعال بوده است. بنابراین، کسانی هم که بخواهند با این خاندان مرتبط باشند باید این خصوصیت را داشته باشند. اصلاً خودشان فرمودند: شما دنبال اطاعت باشید، این خیلی مهم است که ما بدون مشاهده، با قوة عقل و تفکر و صفای باطن، معارف را بشنویم و بپذیریم. پذیرفتن را مبتنی بر دیدن نکنیم. در زمان غیبت به هر حال اینچنین است.

پیامبر(ص) به برادران خود درود فرستادند؛ کسانی که به آن حضرت(ص) از روی نوشته و به کار بستن عقلشان، بر اساس تحلیل دقیق این نوشته‌ها ایمان آورند. اینها قدر و قیمت دارند. حال، اگر خود امام زمان(ع) قابل بدانند و لطف بکنند، خب این مسئله حاصل شده است. امّا معنایش این نیست که اگر کسی به این ملاقات نرسید دیگر قبول نیست. خیلی از بزرگان بودند که در حسرت ملاقات بودند و آنی هم از انجام اعمال بندگی غافل نبودند، امّا حضرت را ملاقات نکردند. در خود روایات هم هست که کسی که این‌گونه باشد و منتظر واقعی باشد، مثل این است که در خیمة آن حضرت(ع) قرار دارد.

بنابراین پذیرش مطالب دین و التزام به آنها مبتنی بر دیدن نیست. همان‌طور که پذیرش خدا مبتنی بر دیدن خدا نیست. اگر ما این دیدگاه را داشته باشیم خیلی دیدگاه سطحی‌ای داریم.

  •  ملاقات با امام زمان(ع) در هر یک از مراتب آن، چه آثار معنوی بر شخص دارد و تا چه حد می‌تواند در سیر و سلوک فرد و طیّ مراحل کمال مؤثر باشد؟ و آیا خود شما از افرادی که به این فیض رسیده‌اند کسانی را سراغ دارید؟

 آثار این امر، همان محبت بیشتر، پیدا کردن ارتباط عملی، سوز و گداز پیدا کردن و اطاعت مستمر داشتن و رسیدگی به محبین و خلق خدا، و دید محبت داشتن به محبان ایشان است.

البته بنده توفیق ارتباط خاص با چنین بزرگانی را نداشتم، امّا بزرگانی را زیارت کردیم که اینها هیچ‌گونه ادعایی در این جهت نداشتند امّا از حال و هوای فکری و عملی‌شان به دست می‌آید که قطعاً مورد رضایت امام زمان(ع) بودند. ما دیدیم گاهی قضایایی را نقل می‌کردند که چه بسا خودشان بودند امّا هیچ نشان نمی‌داد که خودشان چنین ملاقاتی برایشان حاصل شده باشد.

 از اینکه در این گفت‌وگو شرکت کردید، متشکریم.

ماهنامه موعود شماره 92

پی‌نوشت:

1. سورة ملک (67)، آیة 30.
2. سورة حدید (57)، آیة 17.
3. توقیع شریف امام زمان(ع) به اسحاق بن یعقوب کلینی.
4. مقبولة عمربن حنظله به نقل از امام صادق(ع).

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٦ مهر ۱۳۸٧ - javad


حکایت دیدار

منبع : سایت موعود

 

 
او نه دانشمند نامداری بود و نه چهره شناخته ‌شده و مشهوری، امّا مرد کاسب دین‌باور و پرواپیشه‌ای بود که به راستی از خوبان عصر خویش بود، یعنی معتقد بودند که از اوتاد و ابدال است، امّا ناشناخته و گمنام می‌زیست. در تهران پینه‌دوزی می‌کرد.


آقا سیّد کریم محمودی

او نه دانشمند نامداری بود و نه چهره شناخته ‌شده و مشهوری، امّا مرد کاسب دین‌باور و پرواپیشه‌ای بود که به راستی از خوبان عصر خویش بود، یعنی معتقد بودند که از اوتاد و ابدال است، امّا ناشناخته و گمنام می‌زیست. در تهران پینه‌دوزی می‌کرد، و بسیاری از علمای اهل معنا معتقد بودند که گاهی حضرت بقیة‌الله ـ صلوات الله علیه ـ به مغازة محقّر او تشریف می‌برند، و با او می‌نشینند، هم صحبت می‌شوند و مشکلات و حوائج بسیاری از مردم را به واسطة او حل می‌فرمایند. گویی آن بندة خوب خدا ـ به نوعی ـ واسطة میان مردم و آن خورشید آسمان امامت بود، امّا مردم از مقام او غافل بودند و او را نمی‌شناختند.

بزرگانی که او را می‌شناختند گاهی به امید شرفیابی خدمت امام عصر(ع) ساعت‌ها در مغازة او می‌نشستند و انتظار ملاقات حضرت را می‌کشیدند، شاید هم بعضی‌ها بالاخره به خدمتش مشرف می‌شدند.

یکی از بزرگان می‌فرمودند: وقتی ساعتی را در مغازة آسیدکریم می‌نشستیم، آن قدر حال معنویت او قوی و نگاه به چهره و رفتار او مؤثر بود، که در اثر مجالست با او تا چندین روز شارژ بودیم و حال و هوای پرواز به سوی معنویات را داشتیم.

مرحوم سیّد کریم اهل دنیا نبود حتی خانة مسکونی نداشت و تنها راه درآمدش کفّاشی و پینه‌دوزی بود. او مدّتی در تهران در کوچة غریبان، در منزل یکی از بازاری‌ها زندگی  می‌کرد و با اینکه صاحب‌خانه رعایت حال او را می‌کرد، امّا نمی‌دانست که مستأجر او چه انسان بلندمرتبه و بزرگواری است.
بالاخره پس از اتمام زمان اجاره به او می‌گوید: آقا سیّد کریم! اگر ممکن است منزل ما را با کمال معذرت تخلیه کنید، چرا که خودمان بدان نیازمندیم. سپس به او ده روز مهلت داده که منزل دیگری برای خود تهیّه کند. سیّد در ده روز هر چه دست و پا می‌کند و به هر دری می‌زند، جایی پیدا نمی‌کند؟ چون که دارای زن و چند فرزند بوده و صاحب خانه‌ها به خانواده‌های بدون کودک با کم تعداد، خانه اجاره می‌دادند. سرانجام کار به جایی می‌رسد که صاحب منزل می‌گوید: «آقا سیّد! دیگر راضی نیستم در منزلم بمانی». سیّد کریم هم با شنیدن این جمله به ناچار اثاث منزل خویش را جمع می‌کند و در گوشه‌ای از کوچه پرده‌ای می‌کشد و در سرمای زمستان کرسی می‌گذارد و خانوادة خویش را در آنجا پناه می‌دهد، تا خانه‌ای بیابد. در شدت ناراحتی و غصه بود و در افکار خودش غوطه‌ور که چه باید کرد، که ناگاه متوجه می‌شود، حضرت ولی‌عصر امام زمان(ع) نزدیک می‌شوند، سیّد کریم فوری به نزد آن حضرت می‌رود و عرض اخلاص و ارادت می‌نماید، آن حضرت می‌پرسند: سیّد کریم! چه می‌کنی؟ می‌گوید: سرورم! خود می‌دانید. آن گرامی می‌فرمایند، دوستان ما باید در فراز و نشیب‌ها شکیبا باشند، اجدادمان مصیبت‌های زیادی کشیده‌اند. سیّدکریم می‌گوید: درست است، خاندان پیامبر در راه خدا هر گونه رنج و فشار و آوارگی و زندان و شهادت و اسارت دیده‌اند، امّا خدای را سپاس که مصیبت کرایه‌نشینی ندیده‌اند که در فصل زمستان رانده شوند. حضرت تبسّمی نموده و جملاتی به این مضمون می‌فرمایند: آری! امّا مهم نیست، نگران نباش، درست می‌شود؛ ما ترتیب کارها را داده‌ایم، من می‌روم، پس از چند دقیقه دیگر مسئله حل می‌شود و می‌روند. آن گاه به فاصله چند دقیقه مرحوم حاج‌سیّد مهدی خرازی که از نجّار خوب تهران و اندکی هم به عظمت معنوی آقا سیّد کریم آشنا بود، از راه می‌رسد، و وقتی آقا سیّد کریم را آنجا می‌بیند غرق در تعجّب می‌شود، می‌گوید: من شب قبل حضرت ولی‌عصر(ع) را در خواب دیدم، ایشان به من فرمودند: فردا صبح فلان منزل را به نام سیّد کریم می‌خری و در فلان ساعت او در فلان کوچه نشسته، می‌روی و کلید منزل را به او می‌دهی. من ازخواب بیدار شدم، ساعت 8 صبح به سراغ منزل رفتم، دیدم صاحب آن خانه می‌گوید: چون مقروض بودم، دیشب متوسّل به حضرت بقیة‌الله ـ ارواحنا فداه ـ شدم که این خانه به فروش برسد تا من قرضم را بدهم. من خانه را که در بازارچة «علی شهریاری» بود خریدم و کلیدش را گرفتم و وقتی خدمت مرحوم سیّد کریم رساندم که تازه حضرت صاحب‌الزمان(ع) تشریف برده بودند. کلید خانه را تحویل سیّد کریم داده و او را به خانه جدید می‌برد.

اگر لطفی کنی آیی کنارم
به خاک پای تو سر می‌گذارم
برای دیدنت جز نیمه جانی
که بر لب آمده چیزی ندارم
از این دنیا فراقت کرده سیرم
از آن ترسم به هجرانت بمیرم
اگر خواهی نباشی همدم من
به دام خود چرا کردی اسیرم؟
(علی‌اصغر یونسیان)

پیام‌ها و برداشت‌ها
1. از اوتاد و ابدال بودن در هر کسبی ممکن است. مهم، عمل به وظیفه است. اوتاد سی نفرند، و همان‌گونه که کوه‌ها اوتاد و میخ‌های زمین‌اند1، اینان2 نیز وجودشان حافظ و نگهدارندة زمین از بسیاری بلاهای آسمانی و ارضی است و به برکت آنها بسیاری از مشکلات و بلاها از مردم دفع یا رفع می‌گردد. هر کدام از آنها که از دنیا بروند، فرد شایستة دیگری جانشین او می‌گردد.3

ابدال هم، چنان‌که مرحوم طریحی در مجمع‌البحرین می‌گوید: «جمعی از صالحان می‌باشند که همواره در زمین هستند. وقتی یکی از آنها فوت کرد، خداوند بدل او شخص صالح دیگری را می‌گذارد».4

و در روایتی از امیرالمؤمنین(ع) است که:
«ابدال در شام و نجبا (انسان‌های پاک‌سرشت و خوش‌نفس) در مصر و عصائب (جوانمردان رشید و نیرومند) در عراق هستند».5
2. ورود امام عصر(ع) به مغازه و محل کسب، پیامی برای همه انسان‌ها، در هر شغلی، دارد که اگر انسان خود را پاک کرد و از انحراف فکری و اخلاقی و زشتی عمل خود را شست‌وشو داد، فضای محل زندگی و محل شغل او آن چنان نورانیتّی پیدا می‌کند که زمینه برای ورود محبوب دل‌ها و نور افشانی به آن مکان فراهم می‌گردد.

3. واسطه‌های فیض که از طرف امام زمان(ع) مأذون در رفع گرفتاری‌ها و مشکلات مردم می‌شوند بسیار هستند ولی ناشناخته و مکتوم می‌باشند. یکی از بزرگان می‌فرمودند: آقا سیّد کریم آنچه در آمد از راه پینه‌دوزی داشت، زیر پای خویش می‌گذاشت. ولی گاه می‌شد که چند برابر مبلغی که به دست آورده بود را به فقیری کمک می‌کرد. یک روز که آسیدکریم برای کاری از مغازه بیرون رفت، فرش او را کنار زدم، ببینم چه مقدار پول در آنجا هست؟ با کمال تعجب دیدم هیچ پولی وجود ندارد.

4. غالباً انسان‌های وارسته از دنیا و پیوسته به عقبا، گمنام هستند و جز افرادی که از نزدیک با آنها در ارتباط هستند و به خاطر مصلحت‌هایی، اطّلاع از کار آنها را پیدا می‌کنند، دیگران آنها را افرادی عادی می‌پندارند. سپس آنگاه که فوت می‌کنند، اطرافیان اجازه پیدا می‌کنند که آنها را معرّفی نمایند. اگر کسی در راه خداوند متعال قدم بردارد و خواهان سیر الی‌الله و سلوک به سوی او باشد، هر گاه حکمت ایجاب نماید، با چنین افرادی مرتبط می‌شود و یا اینکه آنها به سراغ او می‌آیند و دستش را گرفته، به سر منزل مقصود می‌رسانند.

5. انقطاع از دنیا یکی از رموز امکان پرواز به عالم ملکوت است. آن گاه که انسان فرو رفته در دنیا و لذائذ آن مستعد حالت سنگینی بر زمین پیدا می‌کند و گویا چسبیده به زمین شده و نمی‌تواند عروج به عالم معنویت کند. چنانچه بسیار بودند کسانی که با حضرت ابی‌عبدالله‌الحسین(ع) تا کربلا و تا شب عاشورا همراهی کردند، ولی وقتی امام(ع) بیعت خویش را از عهده آنها برداشتند و آنها را در ماندن و رفتن مخیّر نمودند، بلند شدند و دسته دسته به بهانه‌های گرفتاری دنیا، رفتند و زندگی دنیا را بر شهادت در رکاب حضرت سیدالشهداء(ع) ترجیح دادند. به این آیه قرآن توجه کنید:

یا أیـّها الذّین آمنوا مالکم إذا قیل لکم انفروا فی سبیل‌الله إثّاقلتم إلی الأرض أرضیتم بالحیاة الدّنیا من الآخرة فما متاع الحیاة الدّنیا فی الآخرة إلاّ قلیلٌ؛6 ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید، بر زمین سنگینی می‌کنید (و سستی به خرج می‌دهید)؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست.

6. از وظایف مهم هر مسلمانی، رعایت حق‌النّاس در همة زمینه‌ها است و آنان‌که به وظایف دینی اهتمام بیشتری می‌ورزند، بیشترین حدّ تجلی را در حق‌النّاس رعایت می‌کنند ولو آنکه خود را در مشکلاتی بیندازند. همچنین آقا سیّد کریم که در فصل سرما، خانه را تخلیه کرد، به خاطر آنکه صاحب‌خانه دیگر راضی به سکونت او در آنجا نبود، خود و زن و بچة خویش را کنار کوچه آواره کرد تا راه گشایشی برای او برسد.
امام صادق(ع) می‌فرمایند: «خداوند به چیزی افضل و ارزشمندتر از ادای حقّ مؤمن، عبادت نشده است».7

و امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «خداوند سبحان حقوق بندگانش را مقدم بر حقوق خودش قرار داده است، پس هر که قیام به حقوق بندگان خدا کند، کار او منجر به قیام به حقوق الله می‌شود».8
7. صبر و شکیبایی در مشکلات، باعث پیروزی و ظفر بر مقصود می‌شود.9
امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: شیرینی ظفر و پیروزی، تلخی صبر کردن را از بین می‌برد.10

8. کسانی که با کهف حصین و غیاث المضطرّ المستکین، امام زمان(ع) در ارتباط هستند، اگر با مشکلی در زندگی مواجه شوند، قبل از وقوع مشکل، امام(ع) به فکر رفع مشکل او هستند، گرچه خود شخص اطلاع ندارد که فردا در چه مشکلی واقع می‌شود. آقا سیّد کریم وقتی اثاثیه منزل را بیرون آورد و کنار کوچه گذاشت، متحیرانه ایستاد، متوجه شد که شب قبل، آن تاجر محترم یعنی حاج سیّد مهدی خرازی خواب دیده و امام(ع) سفارش حلّ مشکل آقا سیّد کریم را به او نموده‌اند. و چه بسیار که ما به فکر مولای خود نیستیم امّا آقا به فکر حل مشکلات ما هستند.
9. امام(ع) حواله به پول هر کس نمی‌دهند. مسلم باید پول شخص حلال باشد تا امام(ع) منّت بر او گذاشته و به او حواله برای خرج کردن در امر خیر دهند، وگرنه هر مالی قابلیت برای هزینه شدن در هر کار خیری ندارد.11

10. در این جریان می‌بینیم که فروشندة آن خانه هم برای ادای قرض خویش مدت‌ها نگران بوده و می‌خواسته خانة خود را بفروشد ولی مشتری برای خانة او پیدا نمی‌شده است، تا اینکه برای فروش خانه متوسل به حضرت ولی‌عصر(ع) می‌شود. راستی عجیب است ارتباط پیدا کردن بسیاری از قضایا با هم. از زمانی که فروشنده آن خانه بدهکار و مقروض به مردم می‌شود، خدای رحمان و رحیم می‌داند که در نهایت چگونه خانة او را به فروش برساند که هم مشکل قرض او ادا شود و هم از طرف دیگر، آقا سیّد کریم در موقعیت اضطراری خاص، به کیفیتی که آن تاجر خواب ببیند، صاحب منزل شود. خلاصه اگر همیشه متوسل به پروردگار بودیم و در فراز و نشیب زندگی خدا را فراموش نکردیم، خدای عزیز و مهربان، با ارتباط دادن بسیاری از قضایا، به گونه‌ای آبرومندانه مشکلات را حل می‌نماید که عقل‌ها متحیر و مبهوت می‌ماند.

ریزم ز دیده اشک غم‌اندر هوای تو
جان‌های عاشقان تو بادا فدای تو
هر چند روسیاهم و شرمنده و حقیر
روز و شبان همی طلبم من لقای تو
آیینة جمال و جلال خدا تویی
گردیده خلق، عالم امکان برای تو
فیض خدا به هر که رسد از تو می‌رسد
امروز ما سوای تو باشد گدای تو
ای قبله‌گاه عالم و آدم ز جای خیز
تا سر نهند جمله خلائق به پای تو
شخصت ز دیده گرچه نهان است در جهان
لیکن به قلب شیفتگانست جای تو
در انتظار مقدم پاکت نشسته‌اند
ببینند تا که دولت بی‌انتهای تو
لبریز گشته ظرف جهان از جفا و جور
بر پا لوای عدل نماید خدای تو
حیران اسیر مهر تو گردیده از ازل
خاکش سرشته گشته ز آب ولای تو
(آیت‌الله میرجهانی)


سید ابوالحسن مهدوی
ماهنامه موعود شماره 92

پی‌نوشت‌ه
ا:
1. والجبال اوتاداً؛ سورة نبأ (78)، آیة 7.
2. غیبت طوسی، ص 102؛ بحارالانوار، ج 52، ص 158.
3. مجمع‌البحرین، ماده بدل.
4. همان.
5. مجمع‌البحرین، ماده عصب
6. سورة توبه (9)، آیه 38.
7. اصول کافی، ج 2، ص 170.
8. غررالحکم.
9. همان.
10.همان.
11. داستان جامع شیخ مجتبی کلماسی

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٦ مهر ۱۳۸٧ - javad